خرید بک لینک
امشب برآن سرم ک جنون را ادب کنم

سنگرم - را ب خاک کنده ام و
خشم سرنیزه در غلاف من است

هی گره میزنم ب تقدیرم
این کلاف آخرین خلاف من است

...

آشنایی نمانده در سنگر
غربت است و عجیب دلتنگم

با خشابی پر از فشنگ غرور
تارسیدن ب عشق می جنگم

...

بوی خون عطر دلکش باروت
مرگ بر دوست، مرگ بر دشمن

مردی از من ب بغض می گوید
با تو از حال و روز تلخ من :

...

کهنه سرباز زخمی غمگین
کشته شد خون چکید ازو بسیار

نخ ب نخ بغض ِ رفتنت را خورد
در نفس های آخرین سیگار
...

کوه سختی ک مشرق عشق است
در هیاهوی غرب خواهد مرد

مردمک های خیس چشمانت
عکس ما را ب قاب خواهد برد

#محمداویس_سیدی

برچسب: نویسنده: سپیده طاهری تاريخ: سه شنبه 27 فروردين 1398 ساعت: 19:20

صفحه بندی