حکایت زیبای #پیرزن را در ادامه مطلب بخوانید
پیرزن به حرف کسی توجه نمیکرد
حتا بهترین دوستش که از سالهای دور اورا دوست می داشت برایش مهم نبود
پیرمرد آماده بود تا با قطار بعدی به استرالیا مهاجرت کند اما یک روز در میان بهت و ناباوری ؛ گوشی تلفن اش به صدا درآمد...
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: سپیده طاهری